!.!.!.!.!.!.!.!.!.!.!
صفحه اصلي وبلاگ
پارسي بلاگ
شناسنامه من
ايميل من
 RSS 
اوقات شرعي
پنجشنبه 31 مرداد 1387 ساعت 1:23 عصر+ رياضيات محض .........
ماهيت کار

رياضي
يکي از قديمي ترين و پايه اي ترين رشته هاي علوم است . رياضي دانان از
نظريه هاي رياضي , روشهاي محاسبه , آلگوريتمها و آخرين دستاوردهاي رايانه
اي براي حل مسائل اقتصادي , علمي , مهندسي , فيزيک و تجاري استفاده مي
کنند.کار رياضي دانان به دو بخش گسترده تقسيم مي شود . رياضي محض و رياضي
کار بردي . اين دو گروه کاملا از يکديگر قابل تمايز نبوده و اغلب
بايکديگرهمپوشاني دارند.

رياضي دانان محض(نظري) با گسترش مباني
جديد و تشخيص روابط کشف نشده ميان قوانين موجود رياضي باعث گسترش دانش
رياضي مي شوند . اگرچه آنان به دنبال گسترش دانش پايه بوده بي آنکه لزوما
موارد کاربردي آنرا بررسي کنند ، چنين دانش مطلقي , نوعي راهبرد مفيد در
ايجاد وپيشبرد بسياري از دستاوردهاي مهندسي و علمي بوده است.

بسياري از رياضيدانان محض به عنوان استاد در دانشگاه ها استخدام شده و زمان کاري خود را بين تدريس و امور تحقيقي تقسيم مي کنند.

از
طرف ديگر، رياضي دانان کاربردي با بهره گيري از نظريات و روشهاي رياضي
مانند روشهاي محاسبه و مدل سازي رياضي به فرمولبندي وحل مسائل عملي در
امور تجاري , دولتي , مهندسي و درعلوم اجتماعي، فيزيک و امور مربوط به
زندگي مي پردازند . به عنوان مثال , براي برنامه ريزي درخطوط هوايي ميان
شهر ها , بررسي اثر وميزان ايمني داروهاي جديد , خصوصيات آيروديناميکي پيش
مدل اتومبيل ها و مقرون به صرفه بودن روشهاي ديگر توليد به تجزيه و تحليل
کار آمدترين راه مي پردازند.

امکان دارد رياضي دانان کاربردي که
دست اندر کار تحقيق و گسترش صنعتي هستند با حل مسائل مشکل باعث ايجاد يا
تقويت روشهاي رياضي شوند .گروهي از رياضي دانان به نام رمزياب به تجزيه و
تحليل و کشف سيستمهاي رمزي مي پردازند که به صورت کد بوده واز طريق آنها
اطلاعات نظامي , سياسي , مالي يا اجرايي و قانوني رد و بدل مي شود.

رياضي
دانان کاربري با يک مساله کاربردي شروع کرده , اجزاي تفکيک شده عمليات
مورد نظر را در فکر مجسم مي کنند و سپس اجزا را به متغير هاي رياضي تبديل
مي کنند.

رياضي دانان غالبا با نمونه سازي توسط راه حلهاي فرعي ،
بوسيله رايانه به تجزيه و تحليل روابط ميان متغيرها و حل مسائل پيچيده مي
پردازند.

قسمت اعظم کار در رياضي کار بردي به وسيله افراد با
عنواني غير از رياضي دان انجام مي شود . در حقيقت ، از آنجائيکه رياضي
شالوده ايست که بر اساس آن بسياري ازرشته هاي علمي بنا مي شود شمار افرادي
که از فنون رياضي بهره مي گيرند بيشتر از کسانيست که رسما" به عنوان رياضي
دان شناخته ميشوند .

به عنوان مثال , مهندسان , دانشمندان علوم
رايانه , فيزک دانان و اقتصاد دانان از جمله کساني هستند که به شکل وسيعي
از علم رياضي بهره مي جويند. گروهي از افراد متخصص مانند آماردانان ,
آمارگيران , تحليل گران محقق در عمليات , در حقيقت در شاخه خاصي از رياضي
متخصص مي باشند . بسيار پيش ميايد که رياضي دانان کاربردي براي دستيابي به
راه حلهايي در مسائل گوناگون با افراد ديگر شاغل در سازمان همکاري کنند .

محيط
کار رياضي دانان غالبا"در دفاتر راحت کار ميکنند .آنها اغلب جزئي از يک
تيم متشکل از متخصصين علوم مختلف که ممکن است شامل اقتصاددانان , مهندسان
, دانشمندان علوم رايانه اي , فيزيک دانان , تکنسين ها و ديگر افراد باشد
.تحويل به موقع پروژه ها , اضافه کاري , تقاضاهاي خاص براي اطلاعات يا
تجزيه و تحليل و مسافرتهاي طولاني به منظور شرکت در سمينارها يا کنفرانسها
جزئي از شغل آنان محسوب مي شود . رياضي داناني که در دانشگاهها مشغول به
کارند معمولا"در زمينه تدريس و تحقيق مسئوليتهايي بر عهده دارند. اين
افراد اغلب يا به تنهايي امور تحقيقاتي را اداره مي کنند و يا ازهمياري
دانشجويان فارغ التحصيل و علاقه مند به موضوعات تحقيقي بهره مند مي شوند.

فرصتهاي شغلي

بيشترين
فرصتهاي شغلي در سرويسهاي تحقيقي و آز مايشي , آموزشي , امنيتي , سيستمهاي
تبادل کالا ، مديريتي و روابط عمومي وجود دارد . دربين مراکز توليدي ،
صنايع هوا فضا و دارويي اصليترين استخدام کننده ها ميباشند . گروهي از
رياضي دانان نيزدر بانکها و يا شرکتهاي بيمه مشغول به کارند.

آموزش
و ادامه تحصيل بسياري از فرصتهاي شغلي که در کارهاي پژوهشي براي
رياضيدانان در نظر گرفته ميشود بصورت عضوي از يک تيم حرفه اي مي باشد .
دانشمندان محقق در چنين مشاغلي يا در زمينه تحقيقات پايه و مباني نظري و
يا در تحقيقات عملي براي ايجاد يا بهبود فرايند توليد مشغول به کار مي
شوند . اکثر افرادي که داراي مدرک ليسانس يا فوق ليسانس بوده و در صنايع
خصوصي کار ميکنند , نه به عنوان رياضي دان بلکه بعنوان برنامه نويس رايانه
, تحليل گر سيستم يا مهندس سيستم رايانه اي مشغول به کارند.

دوره
هاي رياضي مورد نياز اين مدرک شامل حساب ديفرانسيل , معادلات تفاضلي و جبر
خطي و انتزاعي مي باشد . دوره هاي اضافي ميتواند نظريه هاي احتمالات و
آمار , آناليز رياضي , آناليز عددي , توپولوژي , رياضيات گسسته و منطق
رياضي را در برگيرد .

بسياري از دانشگاه ها براي دانشجوياني که
در رشته رياضي تحقيق مي کنند , در زمينه رشته هاي مربوط به رياضي مانند
علوم رايانه اي , مهندسي , فيزيک و اقتصاد دوره هايي بر گذار مي کنند .
براي بسياري از کار فرمايان ,آگاهي همزمان در رياضي و علوم رايانه اي ,
اقتصاد يا ديگر علوم نوعي مزيت محسوب مي شود . يک محصل رياضي آينده نگر
بايد تا جايي که امکان دارد بسياري از دروس رياضي را در دبيرستان بياموزد
.

در مورد رياضيات کاربردي آموزش ديدن در زمينه هايي که قرار است
رياضي در آن به کار برده شود بسيار مهم است . رياضي به شکل وسيعي در علوم
فيزيک ,آمار , مهندسي مورد استفاده قرار مي گيرد . علوم رايانه اي , تجاري
, مديريت صنعتي , اقتصاد , امور مالي , شيمي , زمين شناسي , علوم روزمره و
اجتماعي وابسته به رياضي کار بردي مي باشند . رياضي دانان بايد در زمينه
برنامه نويسي رايانه اي از اطلاعات جامعي برخوردار باشند چرا که اکثر
محاسبات رياضي پيچيده و مدل سازي رياضي بوسيله رايانه انجام مي شود.

رياضي
دانان نياز به قدرت استدلال خوب و مداومت براي تشخيص ، آناليز و به کار
بردن مباني رياضي در مسائل فني دارند . مهارتهاي ارتباطي مهم مي باشد چرا
که رياضي دانان بايستي در زمينه راه حلهاي مطرح شده با افرادي وارد بحث
شوند که احتمالا" اطلاع کافي ازعلم رياضي ندارند.

چشم انداز کار

انتظار
مي رود که در آينده از ميزان استخدام افراد به عنوان رياضي دان کاسته شود
چرا که مشاغل اندکي با نام علم رياضي وجود خواهد داشت . هر چند دارندگان
مدرک PHD و فوق ليسانس با اطلاعات جامعي در زمينه رياضي و علوم مربوطه
مانند مهندسي يا علوم رايانه اي احتمالا از فرصتهاي شغلي مطلوب تري
برخوردار خواهند بود . با اين حال , بيشتر اين افراد به جاي عنوان رياضي
دان از عنوان کاري بر خوردار مي شوند که نمايانگر شغل آنان مي باشد .
پيشرفت تکنولوژي معمولا باعث گسترش کاربرد علم رياضي مي شود و در آينده به
افرادي که در اين رشته مهارت يابند نياز پيدا خواهيم کرد . با اين وجود
افرادي که در امور صنعتي يا دولتي مشغول به کار مي شوند علاوه بر علم
رياضي در علوم مربوطه نيز به دانش پيشرفته اي نياز خواهند داشت رياضي
دانان براي يافتن شغل بايد با افرادي رقابت کنند که در علوم مربوط به رشته
رياضي تخصص دارند . موفق ترين جويندگان کارکساني هستند که مي توانند مباني
رياضي را در مسائل واقعي زندگي بکار برده و از مهارتهاي ارتباطي ,گروهي و
رايانه اي مطلوبي بهره مند هستند .

در صورت نياز سازمان آموزش و پرورش , اکثر دارندگان مدرک ليسانس مي توانند به عنوان دبير در مدارس مشغول بکار شوند.

رقابت
کاري در ميان دارندگان مدرک فوق ليسانس و در امور تحقيقي و نظري بسيار با
لاست . از آنجايي که اکثر مشاغل دانشگاهي در اختيار دارندگان مدرک PHDاست
, لذا بسياري از فارغ التحصيلان رشته رياضي , بدنبال استخدام در مشاغل
دولتي يا صنعتي مي باشند.

ميزان در آمد

در ايالات متحده در سال 2000, ميانگين درآمد سالانه رياضي دانان 68640 دلار بوده است.

متن فوق توسط: هيچ کس ابن هيچکس.. نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)
شنبه 26 مرداد 1387 ساعت 11:0 صبح+ دانشمندان...............

استيون هاوکينگ
( Stephen Hawking )

متولد 8 ژانويه 1942
او
از هر گونه تحرک عاجز است. نه مي تواند بنشيند نه برخيزد. نه راه برود.
حتي قادر نيست دست و پايش را تکان بدهد يا بدنش را خم و راست کند. از همه
بدتر توانايي سخن گفتن را نيز ندازد. زيرا عضلات صوتي او که عامل اصلي
تشکيل و ابراز کلمات اند مثل 99 درصد بقيه عضلات حرکتي بدنش در يک حالت
فلج کامل قرار دارند. مشتي پوست و استخوان است روي يک صندلي چرخدار که فقط
قلبش و ريه هايش و دستگاه هاي حياتي بدنش کار مي کنند و بخصوص مغزش فعال
است. يک مغز خارق العلده که دمي از جستجو و پژوهش و رهگشايي بسوي معماها و
نا شناخته ها باز نمي ماند.


اين اعجوبه مفلوج استيفن هاوکينگ
پرآوازه ترين دانشمند دهه آخر قرن بيستم است که اکنون در دانشگاه معروف
کمبريج همان کرسي استادي را در اختيار داردکه بيش از دو قرن پيش زماني به
اسحق نيوتن کاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنين وي را انيشتين دوم لقب داده
اند زيرا مي کوشد تئوري معروف نسبيت را تکامل بخشد و از تلفيق آن با تئوري
هاي کوانتومي فرمول واحد جديدي ارائه دهد که توجيه کننده تمامي تحولات
جهان هستي از ذرات ريز اتمي تا کهکشان هاي عظيم باشد.
اينشتين معتقد
بود که چنين فرمول يا قانون واحدي مي بايست وجود داشته باشد و سالهاي آخر
عمرش را در جستجوي آن سپري کرد اما توفيقي نيافت.
استيفن هاوکينگ شهرت
و اعتبار علمي خود را مديون محاسبات رياضي پيچيده و بسيار دقيقي است که در
مورد چگونگي پيدايش و تحول سياهچاله هاي آسماني يا حفره هاي سياه انجام
داده است.اين اجرام فوق العاده متراکم که به علت قدرت جاذبه بسيار قوي حتي
نور امکان جدايي از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوري نسبيت
انيشتين پيش بيني شده بود و به همين جهت هم سياهچاله ناميده شدند.رديابي و
رويت آنها بوسيله قويترين تلسکوپ ها يا هر وسيله ديگر تا کنون ممکن نبوده
است. با وجود اين استيفن هاوکينگ با قدرت انديشه و محاسبات رياضي چون و
چرا ناپذيرش- نه فقط وجود سياهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگي شکل
گيري و تحول آن ها را نشان داده بلکه به نتايج جالبي در رابطه اين اجرام
با کيفيت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پيدايش کيهان دست يافته است
که در دانش فيزيک اختري و کيهان شناسي اهميت بسزايي دارد و به عقيده
صاحبنظران بناي اين علوم را در قرن آينده تشکيل خواهد داد.

کتاب
جديد هاوکينگ در اين زمينه که بعنوان سياهچاله ها و جهان هاي نوزاد انتشار
يافت در محافل علمي جهان مثل يک بمب صدا کرد و شگفتي فراوان برانگيخت. اما
قبل از اشاره خلاصه اي مي آوريم از زندگي نويسنده اش که براستي از کتاب او
شگفتي بر انگيز تر است .

استيفن هاوکينگ در 8 ژانويه 1942 در شهر
دانشگاهي آکسفورد زاده شد و دوران کودکي و تحصيلات اوليه اش را در همان
شهر گذرانيد. از همان زمان به علوم رياضيات علاقه داشت و آرزوي دانشمند
شدن را در سر مي پروراند اما در مدرسه يک شاگرد خودسر و بخصوص بد خط
شناخته مي شد و هرگز خود را در محدوده کتاب هاي درسي مقيد نمي کرد بلکه
چون با مطالعات آزاد سطح معلواتش از کلاس بالاتر بود هميشه سعي داشت در
کتاب هاي درسي اشتباهاتي را گير بياورد و با معلمان به جر و بحث و چون و
چرا بپر دازد !

پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با يک زندگي ساده
در خانه اس شلوغ و فرسوده اما مملو از کتاب که عادت به مطالعه را در
فرزندانشان تقويت مي کرد. فرانک پدر خانواده پزشک متخصص در بيماري هاي
مناطق گرمسيري بود و به همين جهت نيمي از سال را به سفرهاي پژوهشي در
مناطق آفريقايي مي گذرانيد. اين غيبت هاي متوالي برلي بچه ها چنان عادي
شده بود که تصور مي کردند همه پدر ها چنين وضعي دارند. و مانند پرندگان هر
ساله در فصل سرما به مناطق آفتابي مهاجرت مي کنند و بعد به آشيانه بر مي
گردند. در عين حال غيبت هاي پدر نوعي استقلال عمل و اتکا به نفس در بچه ها
ايجاد مي کرد.

استيفن در 17 سالگي تحصيلات عاليه را در رشته طبيعي
آغاز کرد و از همان زمان به فيزيک اختري و کيهان شناسي علاقه مند شد زيرا
در خود کنجکاوي شديدي مي يافت که به رمز و راز اختران و آغاز و انجام
کيهان پي ببرد. سالهاي دهه 60 عصر طلايي کشف فضا- پرتاب اولين ماهواره ها
و سفر هيجان انگيز فضانوردان به کره ماه بود و بازتاب اين وقايع تاريخي در
رسانه ها جوانان را مجذوب مي کرد. بعلاوه استيفن از کودکي عاشق رمان هاي
علمي تخيلي بود و مطالعه آن ها نيز بر اشتياق او به کسب معلومات بيشتر در
فيزيک و نجوم و علوم ديگر مي افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقيت
به پايان برد و آماده مي شد تا دوره دکترا را در رشته کيهان شناسي آغاز
کند اما . . .



اما
به دنبال احساس ناراحتي هايي در عضلات دست و پا استيفن در ژانويه 1963
يعني آغاز بيست و يکسالگي مجبور به مراجعه به بيمارستان شد و آزمايش هايي
که روي او انجام گرفت علائم بيماري بسيار نادر و درمان ناپذيري را نشان
داد. اين بيماري که به نام ALS شناخته مي شود بخشي از نخاع و مغز و سيستم
عصبي را مورد حمله قرار مي دهد و به تدريج اعصاب حرکتي بدن را از بين مي
برد و با تضعيف ماهيچه ها فلج عمومي ايجاد مي کند بطوريکه بمرور توانايي
هرگونه حرکتي از شخص سلب مي شود. معمولا مبتلايان به اين بيماري بي درمان
مدت زيادي زنده نمي مانند و اين مدت براي استيفن بين دو تا سه سال پيش
بيني شده بود.

نوميدي و اندوه عميقي را که پس از آگاهي از جريان بر
استيفن مستولي شد مي توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهاي خود را بر باد رفته
ميديد. دوره دکترا-روياي دانشمند شدن - کشف رمز و راز کيهان - همگي به
صورت کارکاتورهايي در آمدند که در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند مي
زدند. بجاي همه آن خيال پروريهاي بلند پروازانه حالا کاري بجز اين از دستش
بر نمي آمد که در گوشه اي بنشيند و دقيقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با
فلج عمومي بدن زمان مرگش فرا برسد.

به اتاقي که در دانشگاه داشت
پناه برد و در تنهايي ساعتها متفکر و بي حرکت ماند. خودش بعدها تعريف کرده
است که آن شب دچار کابوسي شد و در خواب ديد که محکوم به اعدام شده است و
او را براي اجراي حکم مي برند و در آن موقعيت حس کرد که هر لحظه زندگي
چقدر برايش ارزشمند است. بعد از بيداري به ياد آورد که در بيمارستان با يک
جوان مبتلا به بيماري سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه
فريادهايي مي کشيد. پس خود را قانع کرد که اگر به بيماري لادرماني مبتلاست
اما لااقل درد نمي کشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش که هيچ چيز را به آساني
نمي پذيرفت هشدار داد که از کجا معلوم که پيش بيني پزشکان درست از کار در
بيايد و چه بسا که از نوع اشتباهات کتب درسي باشد!

اما آنچه به او
قوت قلب و اعتماد به نفس بيشتري براي مبارزه با نوميدي و بدبيني داد
آشنايي اش در همان ايام با دختري به نام (جين وايلد) بود که عد ها همسرش
شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جين اعتقادات مذهبي عميقي داشت و
معتقد بود که در هر فاجعه اي بذراهي اميد وجود دارد که با استقامت و قدرت
روحي خود مي تواند رشد کند. و بارور شود. بايد به خداوند توکل داشت و از
ناکاميهايي که پيش مي آيد خيزگاههايي براي کاميابي ساخت.

جين
دانشجوي دانشگاه لندن بود اما تحت تاثير هوش فوق العاده و شخصيت استثنايي
استيفن چنان مجذوب او شده بود که هر هفته به سراغش مي آمد و ساعتي را به
گفتگوي با او مي گذرانيد و آمپول خوشبيني تزريق مي کرد.آنها پس از چندي
رسما نامزد شدند و استيفن تحصيلات دانشگاهي اش را از سر گرفت زيرا براي
ازدواج با جين مي بايست هرچه زودتر دکتراي خود را بگيرد و کار مناسبي پيدا
کند.

و او طي دو سال با اشتياق و پشتکار اين برنامه را عملي کرد در
حاليکه رشد بيماري لعنتي را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به کمک يک عصا و
سپس دو عصا راه مي رفت. ازدواجش با جين در سال 1965 صورت گرفت و او چنان
غرق اميد و شادي بود که به پيش بيني دو سال پيش پزشکان در مورد مرگ قريب
الوقوعش نمي انديشيد.

پروفسور استيفن هاوکينگ اکنون 61 سال داردو
ظاهرا بيش از يک ربع قرن قاچاقي زندگي کرده است. البته اگر بتوان وضع
کاملا استثنايي او را در حال حاضر زندگي ناميد.!

پيش بيني پزشکان
در مورد بيماري فلج پيش رونده او نادرست نبود و اين بيماري اکنون به همه
بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه 60 براي نقل مکان از صندلي چرخدار
استفاده مي کند و قدرت تحرک از همه اجزاي بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب
شده است. با اين دو انگشت او مي تواند دکمه هاي کامپيوتر بسيار پيشرفته اي
را فشار دهد که اختصاصا براي او ساخته اند و بجايش حرف مي زند. و رابطه اش
را با دنياي خارج برقرار مي کند زيرا از سال 1985 قدرت تکلم خود را هم
ازدست داده است.

در آن سال او پس از بازگشت از سفري به درو دنيا
براي مدتي در ژنو بسر مي برد که مرکز پژوهشهاي هسته اي اروپاست و
دانشمندان اين مرکز جلسات مشاوره اي با او داشتند. يک شب که استيفن
هاوکينگ تا دير وقت مشغول کار بود ناگهان راه نفس کشيدنش گرفت و صورتش
کبود شد بيدرنگ او را به بيمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراري قرار
دادند. معمولا مبتلايان به بيماري ALS در مقابل ذات الريه حساسيت شديدي
دارند و در صورت ابتلاي به آن ميميرند که اين خطر براي استيفن هاوکينگ هم
پيش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشي از ذات الريه بود. پس از چند روز
بستري بودن در بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصميم
گرفته شد که با عمل جراحي مخصوص مجراي تنفس او را باز کنند اما در نتيجه
اين عمل صداي خود را براي هميشه از دست مي داد

عمل جراحي با موفقيت
صورت گرفت و بار ديگر استيفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تکلم خود را از
دست داد اما با جايگزيني کامپيوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافيانش حتي
بهتر از سابق شد زيرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتي با دشواري و نارسايي زياد
صحبت مي کرد. کامپيوتر سخنگو را يک استاد آمريکايي کامپيوتر در کاليفرنيت
براي او ساخت و تقديمش کرد. برنامه ريزي اين دستگاه شامل سه هزار کلمه است
و هر بار که استيفن بخواهد سخني بگويد مي بايست با انتخاب کلمات و فشردن
دکمه هاي کامپيوتر به کمک دو انگشتش که هنوز کار مي کنند جمله مورد نظرش
را بسازد و صداي مصنوعي به جاي او حرف مي زند. البته اينگونه سخنگويي
ماشيني طولاني تر است اما خود استيفن که هرگز خوشبيني اش را از دست نمي
دهد عقيده دارد که به او وقت بيشتري مي دهد براي انديشيدن آنچه مي خواهد
بگويد و سبب مي شود که هرگز نسنجيده حرف نزند.

ويلچر يا صندلي
چرخدار استيفن که بوسيله آن رفت و آمد مي کند نيز از پيشرفته ترين پديده
هاي تکنولوژي است و با نيروي الکتريکي حرکت مي کند. وي اتکاي زيادي به
ويلچر خود دارد چون علاوه بر حرکت با آن وسيله اي براي ابراز احساساتش نيز
محسوب مي شود. مثلا اگر در يک ميهماني به وجد آيد با ويلچرش به سبک خاص
خود مي رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد يک شخص مزاحم از دست بدهد
در يک مانور سريع از روي پاهاي او رد مي شود !!! بسياري از شاگردانش ضربه
چرخهاي ويلچر او را تجربه کرده اند و به گفته خودش يکي از تاسف هايش اين
است که طعم اين تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است !

يکي از
شگفتيهاي اين آدم مفلوج و نحيف که به ظاهر بايد موجودي تلخ و غمزده و
منزوي باشد شوخ طبعي و شيطنت کودکانه اوست که بخصوص در برق نگاه هوشمندانه
و رندانه اش ديده مي شود. در حاليکه اجزاي چهره اش بي حرکت و فاقد هرگونه
واکنش احساسي و عاطفي هستند اما چشمانش مي درخشند.


انگار به
هزار زبان با مخاطب سخن مي گويند. او بهيچوجه خودش را منزوي نکرده است. به
کنسرت و پارک مي رود. در رستوران غذا مي خورد. در انجمن هاي دانشجويان
شرکت مي کند. و سر به سر شاگردانش که هميشه او را سوال پيچ مي کنند مي
گذارد. شيوه شيطنت آميزش اينست که پاسخگويي را گاهي عمدا کش مي دهد و در
حاليکه پرسش کنندگان پس از چند دقيقه انتظار پاسخ مفصلي را براي سوال خود
پيش بيني مي کنند با يک کلمه بله يا نه از کامپيوتر سخنگويش همه را به
خنده مي اندازد.

اين اعجوبه فاقد تحرک عاشق جنب و جوش و گشت و
سياحت است و تا کنون دوبار به سفر دور دنيا رفته و حتي از چين و ديوار
باستاني آن ديدن کرده است. همچنين در صدها کنفرانس و سمينار علمي شرکت
کرده است و به ايراد سخنراني پرداخته است. که البته اين سخنراني ها قبلا
در نوار ضبط و در روز کنفرانس پخش مي شود.


پرفروشترين کتاب علمي

از
نکات جالب ديگر در زندگي استيفن هاوکينگ يکي هم اينست که او در سالهاي
اوليه زناشويي اش با جين وايلد از او صاحب سه فرزند شد يک دختر و دو پسر.
لذت پدري و احساس مسئوليت در تامين زندگي فرزندان يکي از مهمترين انگيزه
هايي بود که او را در مقابله با مشکلاتش ياري داد زيرا با طبع لجوج و
بلندپروازش اصرار داشت که بهترين امکانات زندگي و تحصيل را براي بچه هايش
فراهم کند و اين امر مخارج هنگفتي روي دستش مي گذاشت. هزينه خودش هم کم
نبود چون مي بايست به دو پرستار تمام وقت و يک دستيار حقوق بپردازد و
درامد استادي دانشگاه کفاف اين مخارج را نمي داد. به همين جهت در اواسط
دهه 80 به فکر نوشتن کتاب افتاد و در سال 1988 کتاب معروف خود به نام (
تاريخ کوتاهي از زمان) را منتشر کرد.{بزودي اين کتاب را در سايت خواهيم
آورد}

در اين کتاب که به فارسي هم ترجمه شده است استيفن هاوکينگ
به زبان ساده و قابل فهم عامه پيچيده ترين مسائل فيزيک جديد و کيهان شناسي
و بخصوص ماهيت زمان و فضا را بررسي کرده و نظريات و محاسبات خودش را شرح
داده است. بي آنکه خواننده را با فرمولها و معادلات رياضي بغرنج گيج کند.
اما به رغم سادگي بيان و جذابيت مباحث بسياري از مردم از آن سر در نمي
آورند. زيرا ايده هاي مطرح شده در کتاب در سطح بالاي علمي است. با وجود
اين کتاب مزبور 8 ميليون نسخه به فروش رفته و 183 هفته در ليست 10 کتاب
پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنين موفقيت بيمانندي مشکلات مادي
استيفن را براي هميشه حل مي کند.

کتاب جديد استيفن به نتايج
پژوهشها و يافته هاي او درباره ي سياهچاله ها اختصاص دارد. اين اجرام
مرموز و فاقد نورانيت آسماني که بر اساس تئوري پذيرفته شده اي در سالهاي
اخير از فروريزي و تراکم ستارگان سنگين وزن پس از اتمام سوخت هسته اي آن
ها پديد مي آيند ستارگان ديگر را در اطراف خود مي بلعند و با افزايش جرم و
در نتيجه دستيابي به نيروي جاذبه قويتر به تدريج ستارگان دورتر را به کام
مي کشند. بدينگونه در سياهچاله ها ماده به حدي از تراکم مي رسد که هر
سانتي متر مکعب آن مي تواند ميليونها و حتي ميلياردها تن وزن داشته باشد و
نيروي جاذبه آنچنان قوي است که نور و هيچگونه تشعشعي امکان خروج از سطح آن
ها را ندارد. به همبن جهت ما هرگز نمي توانيم حتي با قويترين تلسکوپها اين
غولهاي نامرئي را رديابي کنيم.

اما استيفن هاوکينگ در کتاب تازه اش
برداشتهاي متفاوتي از سياهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به اين
نتيجه مي رسد که اين اجرام بکلي فاقد نورانيت نيستند و بعلاوه موادي را که
از ستارگان ديگر جذب و بلع مي کنند در مرحله نهايي تراکم به حالتي انفجار
گونه از يک کانال ديگر بيرون مي ريزند. منتها آنچه دفع مي شود به همان
صورتي نيست که بلعيده شده است. به عبارت ديگر سياهچاله ها نوعي بوته زرگري
هستند که طلا آلات مستعمل را به شمش تبديل مي کنند. از کانال خروجي عناصر
تازه در يک جهان نوزاد تزريق مي شود که مي توان آن را در مقابل سياهچاله (
سپيد چشمه) ناميد.

شايد سالها طول بکشد تا صحت و سقم نظزيه هاي
جديد استيفن هاوکينگ روشن شود زيرا آنقدر تازگي دارد که عجيب به نظر مي
رسد. اما عجيب تر از آن مغز اين مرد است که اين نظزيه پردازي ها و
رهگشائيها از آن مي تراود. او براي محاسبات طولاني و پيچيده رياضي و نجومي
خود حتي از نوشتن ارقام روي کاغذ محروم است و بايد همه اين عمليات بغرنج
را در مغز خود انجام بدهد و نتايج را در حافظه اش نگهدارد بدينگونه فقط با
مغزش زنده است و به قول دکارت چون فکر مي کند پس وجود دارد.

اما اين موجود اين آدم معلول و نحيف و عاجز از تحرک و تکلم يک سرمشق است . . . .

براي آن ها که با اميد و استقامت و تلاش بيگانه اند . . .

براي آن ها که تواناييهاي انسان و ارزش انديشه سالم و سازنده را دست کم مي گيرند . . .

براي بدبين ها و منفي باف ها که در افق ديد خود جهان را به گونه سياهچاله اي مخوف و ظلماني مي بينند . . . .

به سخن استيفن هاوکينگ : ( در آنسوي هر سياهچاله سپيد چشمه اي وجود دارد


متن فوق توسط: هيچ کس ابن هيچکس.. نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)
پنجشنبه 24 مرداد 1387 ساعت 8:0 عصر+ يک سوال؟؟؟........


بينهايت ! هيچ سوال ديگري تا به حال به اين اندازه روح انسان را متحول نساخته .
ديويد هيلبرت


خوب  اين هم  حل مسئله قبلي که جوابش 16657  بود:
 
فرض مسئله :



 
N=p.q=97x173=16781


M=(p-1)(q-1)=96x172=16512


(غ.ق.ق)e = 2 => gcd(e, 16512) = 2
(غ.ق.ق)e = 3 => gcd(e, 16512) = 3
(غ.ق.ق)e = 4 => gcd(e, 16512) = 4
e = 5 => gcd(e, 16512) = 1=> e=5


؟=C = Pe % n=5347                  &            p


حل مسئله :


براي حل مسئله مجبوريم d را پيدا کنيم اما کاملا دقت
داشته باشيد که تنها کسي مي تواند d  را پيدا کند که از m و در نتيجه از q
و p مطلع باشد :


ed=1(mod (p-1)(q-1))   =>   ed=1(mod  M)   =>    


= > de % M = 1   =>     de = 1 + nM


=>  d = (1 +nM) / e


 


n = 1 => d = 16513 / 5 (غ.ق.ق)
n = 2 => d = 33025/ 5 =6605 (ق.ق)     => d= 6605


 


خوب حالا براي رمزگشايي بصورت زير عمل مي کنيم :


P = Cd % N=53476605 % 16781=?


 


6605=4096+2048+256+128+64+8+4+1


 


 


53472 % 16781=12366


 


53474 % 16781=123662 % 16781=9484


 


53478 % 16781=94842 % 16781=96


 


534716 % 16781=962 % 16781=9216


 


534732 % 16781=92162 % 16781=6015


 


534764 % 16781=60152 % 16781=389


 


5347128 % 16781=3892 % 16781=292


 


5347256 % 16781=2922 % 16781=1359


 


5347512 % 16781=13592 % 16781=971


 


53471024 % 16781=9712 % 16781=3105



53472048 % 16781=31052  % 16781=8731


 


53474096 % 16781=87312  % 16781=11059


 


 


=>  53476605 % 16781=53474096+2048+256+128+64+8+4+1 % 16781


 


=11059 x 8731 x 1359 x 292 x 389 x 96 x 9484 x 5347  % 16781


 


=16657


متن فوق توسط: هيچ کس ابن هيچکس.. نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)
يکشنبه 20 مرداد 1387 ساعت 2:0 عصر+ نخستين هاي رياضيات......
شايد اين سئوال براي بسياري پيش آمده باشد که آشنايي با رياضيات و قانونمندي هاي حاکم بر آن چه سودي دارد؟

ابوريحان بيروني در کتاب مشهور خود «ماللهند» هشدار مي دهد: «کار دانش
آزادي روان و رهانيدن انسان است. دانش بايد مفهوم هاي کلي را در برگيرد،
بتواند درست را از نادرست جدا کند، وابسته به استقرا يا استنباط سطحي و
غيرعملي نباشد، ترديدها را برطرف کند و به يقين نزديک تر شده باشد.» در
واقع با ارزش ترين سود آشنايي با رياضيات «آزاد کردن روان انسان» از
انديشه هاي غيرانساني است.

تاريخ رياضيات اگر به صورت علمي و بدون حب و بغض هاي ناشي از برتري طلبي
تنظيم شده باشد، نشان مي دهد که خارج از حکومت ها، مردم ساده ولي انديشمند
در سراسر کره زمين در ساختمان بناي شوق انگيز و پرشکوه رياضيات امروزي دست
داشته اند، اين معماران تمدن درخشان امروزي در همه جاي جهان مي زيسته اند:
مصر، ايران، ميان دورود (بين النهرين)، هند، ژاپن و حتي اينکاها و آزتک
هاي سرزمين آمريکا.

تاريخ رياضيات نشان مي دهد، آنچه در مصر و بابل و ايران فراهم آمد، به دست
يونانيان رسيد و از آنجا به اسکندريه و روم و سپس دوباره به ايران و
کشورهاي خاورميانه و نزديک منتقل شد و اين جريان حرکت تاريخي دانش همچنان
ادامه دارد.

تاريخ رياضيات اعتماد به خود ايجاد مي کند. وقتي بدانيم رياضيات ايراني يک
دوره کامل از دوره هاي تکامل رياضيات را در بر مي گيرد، وقتي بدانيم
نخستين کتاب جبر و نخستين کتاب مثلثات به وسيله رياضيدانان ايراني نوشته
شده است، وقتي بدانيم جمشيد کاشاني براي نخستين بار عددهاي دهدهي کوچکتر
از واحد را کم و بيش به صورت امروزي طرح کرد (ولي در کتاب هاي تاريخ
رياضيات به نام سيمون سته ون که نزديک ???سال بعد از کاشاني مي زيسته، ثبت
شده است) وقتي بدانيم همين جمشيد کاشاني براي پيدا کردن سينوس يک درجه
معادله درجه سوم را با روش هاي محاسبه اي با زيبايي و ظرافت حل کرده است،
وقتي بدانيم «چخار ضلعي ساکاري» (ساکاري رياضيدان ايتاليايي، نويسنده کتاب
«اقليدوس به دور از همه نارسايي ها» در سال ????م) در واقع همان «چهارضلعي
هاي خيام» هستند که بيش از هفت سده پيش از ساکاري در کتاب خود «شرح ما
اشکل» مطرح کرده است، وقتي بدانيم کرجي رياضيدان ايراني سده دهم ميلادي
براي نخستين بار جدولي براي ضريب هاي بسط دو جمله اي آورده است، ولي امروز
آن را به نام «مثلث پاسکال» مي شناسند، ... آن وقت حالت انفعالي خود را از
دست مي دهيم، به خودمان اعتماد مي کنيم که ما هم اگر بخواهيم، مي توانيم
دوباره خود را به کاروان دانش امروز برسانيم. تاريخ رياضيات به ما مي
آموزد چرا گاليله رياضيات را «زبان طبيعت» و گوس آن را «سلطان دانش ها» مي
دانست.

رياضيات که تاريخي برابر تاريخ انسان دارد، از دو نيروي دروني و بيروني
آدمي سرچشمه گرفته است. نيروي بيروني مربوط به طبيعت، جامعه و نيازهاي
زندگي است و نيروي دروني به تلاش ذهني انسان در پيدا کردن رابطه منطقي بين
مفهوم ها و يافته هاي به ظاهر جدا از هم، انتزاعات و استنتاج هاي قياسي
تازه در درون خود رياضيات مربوط مي شود. نخستين مفهوم ها و ايده آل هاي
رياضي به طور مستقيم از طبيعت و محيط زندگي پديد آمده است. کشيدگي درخت و
راست بودن قامت انسان و دست ها و پاهاي او در نقاشي هاي انسان هاي نخستين
به صورت خط راست و رنگين کمان و طرح صورت و سر آدمي به صورت منحني در
آمدند و انگشتان دست و سپس سنگريزه ها براي شمردن به کار گرفته شد.

در زندگي محدود قبيله اي و اشتراکي گروه هاي کوچک انساني، نياز به زنده
ماندن، به انسان آموخت چگونه شکار کند، چگونه تير و کمان بسازد، با چه
زاويه اي هدف گيري کند، چگونه تقسيم کار داشته باشد و چگونه کار هر فرد در
خدمت جمع و دستاورد جمع در اختيار فرد باشد. و همه اينها به نوعي منطق
ذهني اوليه و نوعي محاسبه نياز داشت. به اين ترتيب نخستين مفهوم هاي رياضي
به صورتي مبهم و آميخته با ديگر مفهوم ها شکل گرفت. رياضيات اين دوره به
طور کامل جهت گيري کاربردي داشت و به همين دليل عنصر بيروني انگيزه اصلي
پيشرفت آن بود. ولي از اينجا نبايد به اين نتيجه رسيد که انگيزه دروني در
اين دوره از تکامل رياضيات به کلي خاموش بوده است. با بغرنج تر شدن
نيازهاي محاسبه اي و شکل گرفتن گروه اجتماعي خاصي که در اين زمينه تخصص
داشتند به تدريج آموزش پديد آمد.

لازم بود دوره هاي آموزشي خاصي که اغلب چندان هم ساده نبود، ترتيب داده
شود تا افراد با گذراندن آنها به گروه متخصصان آينده بپيوندند. نتيجه
مستقيم وجود کلاس هاي آموزشي دور شدن رياضيات از واقعيت عيني و نيازهاي
عملي است. آنها در اين کلاس ها به مسئله هايي مي پرداختند که زاييده
مستقيم عمل و زندگي نبود. مثلاً اگر در عمل لازم بود با در دست داشتن
بعدهاي يک هرم، حجم آن را پيدا کنند و يا با در اختيار داشتن بعدهاي يک
زمين در جست و جوي مقدار مساحت آن باشند. به تدريج برخي مفهوم هاي اصلي
حساب و هندسه مثل مفهوم عدد کسري، خط راست، چهار ضلعي، زاويه، دايره و ...
کم و بيش به صورت ايده آلي مطرح مي شد، برخي قانون هاي کلي و الگوريتم هاي
اوليه شکل مي گرفت.

در اين دوره عنصر بيروني عنصر مسلط و تعيين کننده بود، ولي در کنار آن،
عنصر دروني هم آرام آرام رشد مي کرد. همين وضع بود که تضادهايي بين دانش
رياضي با واقعيت عيني پديد آورد. نظريه و عمل نمي توانند براي مدت درازي
از هم فاصله بگيرند، پوسته مستحکم و نيرومند نيازهاي عملي، عنصر رو به رشد
رياضيات نظري را در هم مي فشرد و محدود مي کرد و اين وضع نمي توانست براي
هميشه پايدار بماند. همان طور که گفته شد سير تاريخي رياضيات قدمتي به
اندازه تاريخ بشر دارد. از اين رو مرور کردن اين تاريخ و اتفاقات رخ داده
در مراحل مختلف، مستلزم زمان و حوصله کافي است که اميدواريم در اين راه با
ما همراه باشيد...

متن فوق توسط: هيچ کس ابن هيچکس.. نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)
جمعه 18 مرداد 1387 ساعت 11:40 صبح+ فاصله تامرکز.....
فاصله از مرکز مدارها در شکل توسعه يافته ستاره داوود









مدار اول













در دايره مثلثاتي فوق کمان AC
برابر است با 2*(12/360) يا 6/360 يعني 60 درجه ، با توجه به اينکه در
مثلث قائم‌الزاويه OAB زاويه BOA برابر 60 درجه است ، ضلع OB برابر خواهد
بود با OAcos60° يا r/2 يعني 0.5=2/1 .














مدار دوم
















در مثلث قائم‌الزاويه OAB زاويه
AOB=15° ميباشد براي اينکه پاره خط AO نيمساز زاويه COD بوده و کمان CD
برابر 30 درجه ميباشد و همچنين OB=r/2 ميباشد . با توجه به اينکه
OB=OAcos15° پس






















مدار سوم















با توجه به اينکه کمان CD برابر 60 درجه ميباشد ، زاويه CBD برابر با نصف
CD يعني 30 درجه خواهد بود . در اين صورت زاويه OEB برابر 120 درجه و
زاويه BEA برابر 60 درجه و زاويه EBA نيز برابر 60 درجه ميباشد . در اين
وضعيت مثلث EBA متساوي‌الاضلاع بوده و AB=EB ميباشد و با در نظر گرفتن
اينکه مثلث OEB متساوي‌الساقين است EB=EO بوده و EO=AB خواهد شد و چون AB
برابر r*tan30° ميباشد در نتيجه OE يا شعاع مدار سوم نيز برابر r*tan30°
يا r?3)/3) و 3/3? خواهد شد .













مدار چهارم















در مثلث قائم‌الزاويه OAB دو ضلع OB و BA مساوي يکديگر بوده و اندازه هر دو برابر r/2 ميباشد .





















مدار پنجم















در مثلث قائم‌الزاويه OAB اندازه ضلع OB برابر است با OAcos30° يعني r?3/2 يا 2/3? .















مدار ششم















در مثلث قائم‌الزاويه ABC زاويه BAC روبروي کمان DE برابر 30 درجه ميباشد .





















مدار هفتم















در مثلث قائم‌الزاويه OAB ضلع OB برابر است با r?3/2























مدار هشتم















در کليه محاسبات فوق مقدار r را يک واحد در نظر گرفته‌ايم .





لازم به توضيح است ، همانطور که از برآورد اندازه‌هاي فوق بر مي‌آيد ،
اعداد 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 6 ، 8 ، 9 ، 12 ،18 ، 36 ، 48 کاربرد داشته‌اند و
اين اعداد مربوط به سيستم شمارش اعداد بر مبناي دوازده‌تايي يا حساب
دوجيني مي‌باشد براي اينکه :

















و همچنين زاويه‌هاي 30 ، 60 ، 90 و 15 درجه کاربرد داشته‌اند و همانطور که
ميدانيم اندازه گيري ابعاد در هندسه و مثلثات با استفاده از اين زاويه‌ها
بسيار سهل و آسان و کار آمد بوده و مربوط به تقسيمات دوجيني دايره ميشود و
نسبتهاي مثلثاتي اين زاويه‌ها به راحتي از رابطه فيثاغورس محاسبه ميشوند .
در واقع اشکال و اعداد و ارقام فوق اشاره به نوعي هندسه دارد که ميتوان
نام آن را هندسه دوجيني ناميد که تا به امروز موفقيتهاي بسياري را در
زمينه رياضيات و ساير علوم به همراه داشته است ، البته اين در حالي است که
از اين زوايا در مبناي ده‌تايي استفاده شده است .









جدول فاصله از مرکز مدارها در شکل توسعه يافته ستاره داوود :














متن فوق توسط: هيچ کس ابن هيچکس.. نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)
پنجشنبه 10 مرداد 1387 ساعت 7:51 عصر+ از مبانيا دکترا در يک مقاله(فقط فيزيک)
 

بازم ميامممم
 


 پيروز باشيد.................امير


متن فوق توسط: هيچ کس ابن هيچکس.. نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)
پنجشنبه 27 تير 1387 ساعت 9:29 صبح+ حل جداول سودوکو.........در 5 ثانيه!!!!

جديد...


 


              حل جدول سودوکو


 


با سلام به دوستان عزيز:


برنامه‌ي زير جداول سودوکو را با به کارگيري روشي بسيار جالب و با سرعت بسيار بالا حل مي‌کند.


 


اين
روش اگر با دست مورد استفاده قرار بگيرد، مخصوصاً براي جداول با سطح
دشواري بالا، بسيار زمان‌بر و خسته‌کننده است؛ ولي اين برنامه روش حل را
به بهترين وجه ممکن به کار مي‌بندد و همان طور که پس از اجراي برنامه
مشاهده خواهيد کرد، برنامه زمان حل جدول را براي تأکيد بر اين نکته که
بسيار سريع عمل مي‌کند نمايش خواهد داد.


 


نکته‌ي
قابل توجه اين است که جداول ساده توسط برنامه بسيار سريع حل مي‌شوند (کمتر
از دو يا سه ثانيه)، ولي جداول متوسط و سخت به زمان بيشتري نياز دارند.
(حداکثر بين ?? الي ?? ثانيه).


 


در مورد روش حل به علت اينکه خارج از حوصله است، لطفاً به سايت‌هايي که اين گونه مسايل را توضيح داده‌اند مراجعه کنيد.


 


در نهايت بايد به اين نکته اشاره کرد که اين برنامه خالي از هرگونه اشکال است و به هيچ وجه جدولي را بي‌جواب نمي‌گذارد!


(البته
لازم به توضيح است که: ممکن است کاربر جدولي را "في‌البداهه" وارد برنامه
کند، در مورد اين جداول (و در کل) بايد به اين نکته توجه کرد که برنامه
اين موضوع را چک مي‌کند که آيا اين جدول جواب يکتا دارد يا خير؟ در صورتي
که پاسخ منفي باشد، با نشان دادن پيغام خطا، از حل آن جدول جلوگيري
مي‌کند.)


 


براي اجراي برنامه، هرجا که جاي خالي بود اسپيس، و هر جا عدد بود، عدد را وارد کنيد.


 


دانلود برنامه




(براي دريافت برنامه ي جديد، اينجا کليک کنيد.)


اين هم يک نمونه ي سخت از اين جداول:  


 


 


  



متن فوق توسط: هيچ کس ابن هيچکس.. نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)
پنجشنبه 20 تير 1387 ساعت 9:43 صبح+ جداول سودوکو....

? تاريخچه
سودوکو يا سادوکو مخفف عبارت ژاپني “Suuji wa dokushin ni kagiru” به معني عدد هاي بي تکرار است و نوعي جدول اعداد است که امروزه يکي از سرگرمي هاي رايج در کشورهاي مختلف جهان بشمار مي آيد. سودوکو فقط يکي از نامهاي اين بازي است. در آمريکا اين بازي به نام “number place “مشهور است. گفته مي شود که اين بازي ريشه در چين باستان دارد و در قرن ?? ميلادي به اتريش برده شد و بعد از آن به بقيه اروپا و آمريکا راه پيدا کرده، بعد از گذشت زمان هاي طولاني در دهه ي?? ميلادي در مجله هاي تفريحي ظاهر شد. اما در جايي ديگر نيز آمده است که نخستين جدول سودوکو را يک رياضيدان اروپايي در قرن هجدهم طراحي کرده است .
در سالهاي گذشته اين جدول کاربرد عمومي خود را براي سرگرمي پيدا کرده و خيلي ها را به خود معتاد کرده است. اين روزها سودوکو سرگرمي بسياري از مردم جهان شده است، کتاب هاي مجموعه اين جدول ها نيز در نشريات کشورهاي مختلف به چاپ مي رسد و بسياري از روزنامه هاي مترويي در کشور هاي غربي جدول سودوکو را در صفحات سرگرمي خود گنجانده اند. ميزان محبوبيت اين بازي رو به گسترش به ميزاني است که نسخه هاي نرم افزاري اين بازي براي تلفن هاي همراه رواج پيدا کرده و حتي مسابقه هاي تلويزيوني حل سودوکو در کوتاه ترين زمان ممکن به راه افتاده است. اين بازي در نمايشگاه بين المللي بازي و سرگرمي آلمان به عنوان محبوب ترين و پرطرفدارترين بازي شناخته شده است و همچنين قانون بسيار ساده و روشني دارد .
? قوانين بازي
سودوکو انواع مختلف ساده ، متوسط ، دشوار و خيلي دشوار دارد و بسته به تعداد خانه هاي خالي دشوارتر مي شود. بازي سودوکو را از سه جنبه مي توان طبقه بندي نمود. يکي از اين جنبه ها مرتبط است با ساختار فيزيکي جدول و تعداد خانه هاي آن که حالات متفاوتي را در بر مي گيرد. مورد ديگر با اعمال قوانين مختلف در بعضي از جداول گوناگون، البته بدون تغيير در قوانين پايه اي و بنيادين اين بازي در ارتباط مي باشد. در نهايت جنبه سوم رتبه بندي اين بازي از درجه آسان تا دشوار مي باشد .
نوع متداول سودوکو در واقع نوعي جدول است که از ? ستون عمودي و ? ستون افقي تشکيل شده و کل جدول هم به ? بخش کوچکتر تقسيم ميشود .
حالا شما بايد اعداد ? تا ? را در هر يک از جدول هاي کوچکتر بدون تکرار بنويسيد، به صورتي که در هر ستون بزرگتر افقي يا عمودي هيچ عددي تکرار نشود . در واقع هم بايد از تمام اعداد ? تا ? در همه ستون هاي عمودي و افقي استفاده کنيد و هم بايد مراقب باشيد هيچ عددي تکرار نشود و در همه مربع هاي ? ستوني کوچکتر نيز به همين ترتيب همه اعداد ? تا ? بيايد و تکرار نشود. هميشه به عنوان راهنمايي چند عدد در جدول از قبل مشخص ميشود تا بقيه اعداد را شما پيدا کنيد .
? روش حل :
ابتدا در تمام خانه هاي خالي جدول، اعداد را از يک تا نه مي نويسيم .
سپس به سراغ يکي از اعدادي که از قبل توسط طراح نوشته شده مي رويم و تمام اعداد مشابه آن را که در عرضش (بصورت افقي )قرار گرفته اند را پاک مي کنيم و سپس يک خط افقي در بالاي آن عدد مي کشيم که مشخص باشد .
در اين مرحله همانند مرحله قبل عمل مي کنيم با اين اختلاف که در تمام خانه هاي عمودي در بالا يا پايين عدد مورد نظر اعداد مشابه را پاک مي کنيم وسپس با يک خط عمودي در کنار آن عدد آن را مشخص مي نماييم .
اکنون بايد اعداد مشابه عدد مورد نظر را در مربع نه خانه اي متناظر، پاک کنيم وعدد را با يک دايره بر دور آن مشخص کنيم .
فقط سه مرحله قبلي را در مورد تمام اعداد از قبل نوشته شده (اعداد چاپي) تکرار کنيم و کشيدن خطهاي عمودي افقي و دايره را بر آن عددها نبايد فراموش کنيم که اين عمل مي تواند به شما نشان دهد که کدام يک از قلم افتاده است .
وقتي که تمام اعداد چاپي با هر سه علامت مشخص شد کار ما تا اين مرحله تمام شده است .
در اين مرحله به دنبال خانه هايي مي گرديم که فقط يک عدد در آنها باقي مانده و آن اعداد را پررنگ مي کنيم .
ما بايد در هر ستون نيز عددي را که فقط يکبار درآن ستون آمده را پيدا کنيم که اين عدد يقينا جواب همان خانه است و اين عدد را هم پررنگ کنيم .
اکنون در هر مربع نه خانه اي عددي را که فقط يکبار در اين نه خانه آمده است را يافته و به عنوان جواب يادداشت مي کنيم .
 

متن فوق توسط: هيچ کس ابن هيچکس.. نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)

درباره خودم
!.!.!.!.!.!.!.!.!.!.!
هيچ کس ابن هيچکس..[130]
با سلام خيلي ممنون که اومديد متشکريم ما.....
لوگوي من
!.!.!.!.!.!.!.!.!.!.!
لوگوي دوستان من







آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
جستجو در کل مطالب
 :جستجو

جستجو در کل مطالب اين وبلاگ، حتي مطالب بايگاني شده!


Dom.ir - Free Domain Registration System !
Dom.ir - Free Domain Registration System !